اصفهانی ها
جستجو
 
 

نتائج البحث
 


Rechercher بحث متقدم

المواضيع الأخيرة
» فهرست مکان های دیدنی (تاریخی و طبیعی) استان اصفهان
الإثنين أبريل 06, 2015 12:54 am من طرف مهمان

» دانلود سریال حریم سلطان
الخميس أكتوبر 02, 2014 6:09 am من طرف esfahaniha

» کچلا باید برقصند کچلا باید برقصند
الإثنين سبتمبر 15, 2014 8:13 am من طرف مهمان

» آدرس و شماره تلفن مراكـز علمي كــاربردي استان اصفهان
السبت سبتمبر 13, 2014 9:47 am من طرف esfahaniha

» اگر عکس ها در جستجوی گوگل باز نشه
الجمعة سبتمبر 05, 2014 12:54 pm من طرف esfahaniha

» سایت های زیر نویس فیلم و سریال و مستند
الإثنين سبتمبر 01, 2014 5:00 pm من طرف مهمان

» روشهایی برای غلبه بر نگرانی و اضطراب
الثلاثاء أغسطس 19, 2014 5:23 pm من طرف esfahaniha

» روشهایی برای غلبه بر نگرانی و اضطراب
الثلاثاء أغسطس 19, 2014 5:23 pm من طرف esfahaniha

» نقل و قول های گران بها
الثلاثاء أغسطس 19, 2014 5:21 pm من طرف esfahaniha

ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟


خودشناسی... (داستان)

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

خودشناسی... (داستان)

پست من طرف esfahaniha في الثلاثاء أغسطس 19, 2014 5:10 pm

خودشناسی... (داستان)
 
 

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد.

یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.

پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.

صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.

سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.

نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.

پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود.

برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد.

او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.

صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.

زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!

نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.

در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتر و تمام مهارتی که در کار داشت را برای ساخت آن بکار می برد.

یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.

 

این داستان ماست.

ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.

گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.

اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، ممکن نیست.
آری ، درست است .

شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود.


یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.

 
مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید

esfahaniha
Admin

تعداد پستها : 150
تاریخ عضویت : 2012-09-23

http://esfahaniha.123.st

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد