اصفهانی ها
جستجو
 
 

نتائج البحث
 


Rechercher بحث متقدم

المواضيع الأخيرة
» فهرست مکان های دیدنی (تاریخی و طبیعی) استان اصفهان
الإثنين أبريل 06, 2015 12:54 am من طرف مهمان

» دانلود سریال حریم سلطان
الخميس أكتوبر 02, 2014 6:09 am من طرف esfahaniha

» کچلا باید برقصند کچلا باید برقصند
الإثنين سبتمبر 15, 2014 8:13 am من طرف مهمان

» آدرس و شماره تلفن مراكـز علمي كــاربردي استان اصفهان
السبت سبتمبر 13, 2014 9:47 am من طرف esfahaniha

» اگر عکس ها در جستجوی گوگل باز نشه
الجمعة سبتمبر 05, 2014 12:54 pm من طرف esfahaniha

» سایت های زیر نویس فیلم و سریال و مستند
الإثنين سبتمبر 01, 2014 5:00 pm من طرف مهمان

» روشهایی برای غلبه بر نگرانی و اضطراب
الثلاثاء أغسطس 19, 2014 5:23 pm من طرف esfahaniha

» روشهایی برای غلبه بر نگرانی و اضطراب
الثلاثاء أغسطس 19, 2014 5:23 pm من طرف esfahaniha

» نقل و قول های گران بها
الثلاثاء أغسطس 19, 2014 5:21 pm من طرف esfahaniha

ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟


برگزیده هایی درباره ی زبان و فرهنگ آذربایجان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل

برگزیده هایی درباره ی زبان و فرهنگ آذربایجان

پست من طرف esfahaniha في الثلاثاء أغسطس 19, 2014 3:36 pm

برگزیده هایی

درباره ی زبان و فرهنگ

آذربایجان



احمد کسروی



سید احمد کسروی تبریزی، نخستین کسی در جهان بود که در سال 1304 خورشیدی از زبان باستان مردم آذربایجان، یعنی زبان آذری، پرده برداشت و به صورت علمی به پان تورکیست ها که در عثمانی و قفقاز غوغا به پا کرده بودند و می نوشتند مردم آذربایجان از قدیم ترین زمان ها به زبان ترکی سخن می گفته اند و در نتیجه مانند ما «ترک » اند پاسخ داد. او بود که راه مطالعه درباره ی زبان آذری را گشود و پس از او، ده ها مقاله و کتاب درباره ی این زبان قدیمی ایرانی به زبان های مختلف نوشته شده است. در اینٌ جا دیباچه ی کتاب آذری یا زبان باستان آذربایگان را نقل می کنیم:

بیست و اند سال پیش یک رشته گفتار ها در روزنامه های تهران و قفقاز و استانبول در پیرامون زبان آذربایجان و زبان آن جا نگارش می یافت. در عثمانی در آن زمان دسته ی اتحاد و ترقی به روی کار آمده و آنان به این می کوشیدند که همه ی ترکان را در هر کجا که هستند با خود همدست گردانند و یک توده ی ترکی بسیار بزرگی پدید آوردند و در قفقاز نیز پیروی از اندیشه ی ایشان می نمودند. چون آذربایجان در جنبش مشروطه خواهی شایستگی بسیار از خود نموده و در همه جا به نام شده بود، نویسندگان قفقاز و استانبول آن را از دیده دور نداشته، و از این که زبان ترکی در آن جا روان است دستاویز یافته، گفتار های پیاپی درباره ی آذربایجان و خواست خود می نوشتند.

این گفتار ها در آذربایجان کارگر نمی افتاد، زیرا آذربایجانیان خواست نویسندگان آن ها را نیک می دانستند و با جانفشانی هایی که آذربایجان در راه پیش رفت مشروطه از خود نموده و جایگاهی که برای خود میان توده ی ایران باز کرده بود هیچ نشایستی که پیروی از اندیشه ی دیگران نماید. این است که مردم در آن جا کمتر ارجی به آن نگارش ها می نهادند.

لیکن در تهران روزنامه ها به جوش آمده و به پاسخ می کوشیدند و چیز هایی می نوشتند که اگر ننوشتندی بهتر بودی. زیرا اینان نه از خواست نویسندگان ترکی آگاه می بودند که از راهش به جلوگیری از آن کوشند و نه چگونگی داستان مردم و زبان آذربایجان را از روی دانش و تاریخ می دانستند، پاسخ های درستی به ایشان دهند. اگر آنان سخنان بی پا می نوشتند اینان با سخن های بی پای دیگری پاسخ می دادند، و این پیکار و کشاکش هر چند سال یک بار تازه می گردید و هیاهو از سر گرفته می شد.

آذربایجان همیشه بخشی از ایران می بوده و کمتر زمانی از آن جدا گردیده. با این همه زبانش ترکی می باشد، و این خود چیستانی شده و به دست روزنامه نویسان عثمانی و ایران افتاده بود. این شگفت که چیزی را که می بایست به جستجو از راه تاریخ به دست آورند هر کسی با گمان و پندار سخن دیگری بیرون می داد. چنان که یکی از روزنامه های تهران می نوشت: «مغولان چون به ایران آمدند با زور و فشار ترکی را در آذربایجان رواج دادند». این است نمونه ای از پاسخ هایی که به نویسندگان ترک داده می شد و شما چون بسنجید. چندین نادرستی در آن پدیدار است. زیرا چنین چیزی در هیچ تاریخی نوشته نشده و مغولان با صد خون خواری و بیداد گری از این بیداد به دور بوده اند که زبان مردم را دیگر سازند.

آن گاه زبان مغولان ترکی نبوده تا آن را با زور روان گردانند. زبان مغولی جز از ترکی ست و دوری در میانه بسیار است. گذشته از این ها، مغولان که به همه ی ایران چیره بودند، پس چه شد که ترکی را تنها در آذربایجان رواج دادند؟! ... پس از همه اینها ما خواهیم دید که در زمان مغولان هنوز در بیشتری از شهر های آذربایجان به ویژه در تبریز زبان دیرین آن جا سخن گفته می شده و این پس از زمان ایشان است که ترکی در آن جا رواج گرفته بود.

در هجده سال پیش که من به تهران آمدم این گفتگو ها بازار گرمی می داشت و چون سخن از آذربایجان و مردم آن جا می رفت و من برخاسته از آذربایجان، بر آن شدم چگونگی را از راهش جستجو کنم و به نتیجه ی روشنی رسانم. ولی در آن زمان دسترس به کتاب هایی نداشتم و سپس نیز تا چند سال در مازندران و زنجان و خوزستان می گردیدم تا در سال 1304 به تهران بازگشتم و چون فرصت و کتاب هر دو را داشتم به جستجو پرداختم و خرسندم که به آسانی توانستم آذری یا زبان دیرین آذربایجان را پیدا کنم و نمونه هایی از آن، به دست آورم، و نیز چگونگی رواج ترکی را در آن سرزمین از راه تاریخ بشناسم. این است دفتری به نام آذری یا زبان باستان آذربایگان پدید آوردم که در همان زمان به چاپ رسانیدم و پراکنده گردانیدم که اگر چه نادانانی به زبان درازی ها برخاسته اند، لیکن دانشمندان از ارجشناسی باز نایستادند.

نخست دوست دانشمند ما آقای محمد احمد گفتاری به انگلیسی در پیرامون آن در روزنامه ی The Times of Mesopotamia نوشتند و سپس همو دفتر را به انجمن آسیایی لندن (The Rotyal Asiatic Society) ارجشناسی نموده و شرق شناس دانشمند به نام سر دنیس راس آن را با اندک کوتاهی، به انگلیسی ترجمه و در مهنامه ی انجمن به چاپ رسانیدند. سپس نیز ایران شناس دانشمند روسی « مار» آن را به روسی آورده و چاپ کردند.

بدین سان دفترچه در زمان اندکی در میان شرق شناسان اروپا شناخته گردید و پندار های نا به جایی که بسیاری از ایشان دریاره ی زبان و مردم آذربایجان داشتند از میان رفت و نام آذری به معنی درست خود1 در نگارش ها به کار رفت، و از همان هنگام پیوستگی میانه ی من با دانشمند ان اروپا گردید و با پیشنهاد آقای محمد احمد به چندین انجمن بزرگی در اروپا و آمریکا راه یافتم.2

لیکن هنگامی که من آن دفتر را نوشتم دانشی درباره ی «زبان شناسی» نداشتم و این است زمینه را تنها از راه تاریخ دنبال کردم و درباره ی زبان آذری و پیوستگی آن با زبان های دیگر ایران چیزی ننوشتم و به این ناآگاهی خویش در آن دفتر خستوان شدم، ولی پس از پراکندن آن، دو سه سال به «زبان شناسی» پرداختم، بدین سان که زبان پهلوی را نیک آموختم و زبان باستانی ارمنی را (گراپار) یاد گرفتم و به زبان کهن هخامنشی نزدیک رفتم. نیز از راه های دیگری به «زبان شناسی» که خود یک از دانش های پر رنج است پرداخته و در آن باره نیز به نتیجه های سودمند رسیدم. پیداست که در این میانه، زمینه ی « آذری» هم روشن گردید من پی به جایگاه او میان زبان های ایران برده و پیوستگی آن را اینها دریافتم. از آن سوی، پس از پراکندن دفتر آذری یا زبان باستان آذربایگان، کسانی نامه هایی از تبریز و خلخال فرستادن و آگاهی دادند که در پارهٌ ای از دیه های آذربایجان از گلین قیه و زنوز و خلخال و مانند اینٌ ها زبان باستان بازمانده و هنوز با آن سخن گفته می شود و هر یکی نمونه هایی را از زبان یک جایی فرستادند.

اینها مرا واداشت که در سال 1309 به هنگامی که چند ماهی بیکار بودم و فرصت داشتم یادداشت های دیگر در پیرامون زبان آذربایجان پدید آوردم و آن دفتر را به گونه دیگری انداختم، لیکن چون فرصت چاپ نیافتم هم چنان باز ماند. سپس نیز به یک بار از آن راه بیرون افتاده و به کوشش های دیگری برخاستم و کمتر یادی از آن گونه نگارش ها می کردم. تا از دو سال پیش که کسانی آن دفتر را می خواستند و چون از نسخه های آن هیچ باز نمانده، پیاپی خواستار شدند که دوباره آنرا به چاپ برسانم و نتیجه ی آن خواهش ها است که اینک به چاپ این دفتر می پردازیم.



(بر گرفته از: زبان فارسی در آذربایجان ... ج 1 / ص 20 22)

esfahaniha
Admin

تعداد پستها : 150
تاریخ عضویت : 2012-09-23

http://esfahaniha.123.st

بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
صلاحيات هذا المنتدى:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد